گاهی بسکتبال می اموزد
اين روزها كه ميگذرد، اين روزها
كه با داغ دوري فوتبال از جامجهاني ميگذرد، اين روزها كه با هياهوي
پوشالي ليگ بيكيفيت به اصطلاح برتر ميگذرد، غرش بسكتبال ايران گوش آسيا
را كر كرده است. راستی....چرا بسکتبال به این قهرمانی ها می رسد؟؟؟؟؟؟؟ راز اصلي كاميابيهاي پيدرپي دنياي توپ و سبد در
ايران، شايد ثبات مديريتي و به كار گماردن مرداني از جنس اين رشته بر
منصب كار باشد. سالهاست كه تيم مديريتي مشحون در فدراسيون بسكتبال كار
خودش را بدون مزاحم انجام ميدهد و به موفقيتهاي قابلتوجهي هم دست پيدا
ميكند. اين فضا را بايد با اتمسفر فوتبال قياس گرفت؛ جايي كه مناصب
حياتياش به دست آدمهاي غريبه افتاده است. مديريت كلان فدراسيون،برعهده
كسي است كه با آن جمله معروف «ليوان كه دست ما نيست!» شناخته ميشود،
رياست كميته تيمهاي ملی، سازمان ليگ، كميته انضباطي و بقيه پستها را هم
كمابيش آدمهايي برعهده دارند كه اهليتشان شايد فوتبال نباشد. اين،
ميتواند علتالعلل نگونبختيهاي امروز فوتبال و البته سعادت بسكتبال
باشد.
شاید این مثل شامل حال عزیزان فوتبالی شود: کار هر کس نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد و مرد کهن
|